خرید بک لینک

این برگهای زرد
به خاطر پاییز نیست
که از شاخه میافتند
قرار است تو از این کوچه بگذری

و آنها
پیشی میگیرند از یکدیگر
برای فرش کردن مسیرت..

گنجشکها
از روی عادت نمیخوانند،
سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند
برای خوشآمد گفتن
به تو..

باران برای تو میبارد
و رنگینکمان
– ایستاده بر پنجهی پاهایش –
سرک کشیده از پسِ کوه
تا رسیدن تو را تماشا کند.

نسیم هم مُدام
میرود و بازمیگردد
با رؤیای گذر از درز روسری
و دزدیدن عطر موهایت!
زمین و عقربهی ساعتها
برای تو میگردند
و من
به دورِ تو!

یغما گلرویی

برچسب: نویسنده: ساحل رفیعی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 4:58

صفحه بندی